021-88731567

رابطه علم اقتصاد با مدیریت مالی

رابطه علم اقتصاد با مدیریت مالی
خلاصه

به‌ منظور شناخت رابطه علم اقتصاد و مديريت مالی مناسب است ابتدا تعاريفی از سطوح مطالعاتی علم اقتصاد داشته باشيم.

3 4 99


به‌منظور شناخت رابطه علم اقتصاد و مديريت مالی مناسب است ابتدا تعاريفی از سطوح مطالعاتی علم اقتصاد داشته باشيم. مهم‌ترین حوزه‌های مطالعاتی اقتصاد شامل اقتصاد كلان، اقتصاد خرد، اقتصاد مديريت و اقتصاد مالی است.

اقتصاد كلان در تلاش براى توضيح رفتارها در سطح كل اقتصاد با استفاده از شاخص‌هایی مانند درآمد كل، توليد كل، نرخ بهره و است. ازآنجاکه سطح تجزيه در اقتصاد كلان اندک است، بازيگران اين سطح از علم اقتصاد شامل دولت، شرکت‌ها و مصرف‌کنندگان است. ضمن آنكه مبناى تجزیه‌وتحلیل، وجود تعادل در اقتصاد می‌باشد. اقتصاد خرد در تلاش براى توضيح مقدار توليد و قيمت داده‌ها و ستانده‌ها در سطح صنعت و شركت است. اقتصاد خرد توجهى به ساختار درونى شرکت‌ها ندارد و مبناى تجزیه‌ و تحلیل‌های خود را وجود رقابت در صنعت می‌داند.

اقتصاد مديريت در تلاش براى به‌کارگیری تئوری‌های خرد و كلان در درون سازمان جهت تعيين عواملى مانند نوع تكنولوژى، تركيب محصول، سطح توليد و ... مى باشد. از سويی ديگر اقتصاد مالى شامل مجموعه تئوری‌های اقتصادى است كه شکل‌دهنده تئوری‌های مديريت مالى بوده‌اند. به عبارت بهتر اقتصاد مالی تركيب تئوری‌های اقتصادى خرد، كلان و مديريت براى تصميمات درون سازمان است.

صاحب‌نظران اقتصاد مالى را توسعه تئورى شركت (از تئوری‌های اقتصاد خرد) در فضاى تعادلى اقتصاد كلان می‌دانند و بدين ترتيب خاستگاه تئوری‌های مالی را تئوری‌های اقتصادی می‌دانند. امروزه فضای تصمیم‌گیری مديريت مالي و همچنين اهداف آن بسيار تخصصی و متمايز از اقتصاد مطرح می‌شود؛ چرا كه:
  1. - اقتصاد به رابطه سود و مقدار توليد در سطح معين سرمايه می‌پردازد ولى تئوری‌های مالى به تعيين مقدار سرمايه توجه دارند.
  2. - تئوری‌های اقتصاد در شرايط اطمينان و تئوری‌های مديريت مالى در شرايط ريسک مطرح می‌شوند.
انتقاد مهم به ريشه اقتصادى تئوری‌های مديريت مالى غیرکاربردی بودن تئوری‌های اقتصادى است، حال‌آنکه تئوری‌های مديريت مالى در تلاش براى كمک به تصمیم‌گیری مديريت در فضاى اجرايی و كاربردى هستند.

منبع
وب سایت شخصی محمد نصراللهی

 

دیدگاه کاربران
(مورد نیاز)
(مورد نیاز)